تبلیغات
ღ♥ღ SAHIFEYE NOOR ღ♥ღ
خداوندا : من خالیِ خالی ام از تو یعنی پُرِ پُر هستم از غیر تو...! خدایا ببخش مرا که سر درگمی من ازسرگرمی به غیر تو بود خدایا دیگران رابا تو آرام می کنم! ولی خودم رابا چه آرام کنم!؟ / زعفرانی

جمعه ی حضور

                   


          














zaferani7531@yahoo.com


[ پنجشنبه 19 خرداد 1390 ] [ 02:27 ] [ زعفـــــرانی ]

برای پدرم نداشته ام

ر عزیزتر از جانم!

قاب عکست از آن بالا به من لبخند می‌زند. می‌گویم: خدا جان! اجازه بده که فقط یک بار دیگر صدایش را بشنوم و یک بار دیگر او را در آغوش بگیرم. فیلم‌هایی که از تو ضبط کرده‌ام را می‌گذارم. اشک می‌ریزم و صفحه نمایش را در آغوش می‌گیرم.

می‌ترسم کسی سر برسد و بگوید که دیوانه شده‌ام اما من فقط دلتنگم. دلتنگ کسی که پشت و پناهم بود. دلتنگم برای او که تا بود، نمی‌دانستم امنیت و بخشش و مردانگی همه با او معنا می‌شود. کاش می‌شد فرصت‌های رفته را جبران کرد، کاش می‌آمدی و من می‌گفتم که دیگر قدر تو را می‌دانم. آن‌وقت به جای این همه خیرات برای تو هدیه‌ای می‌خریدم.

حالا که جسم تو اینجا نیست، سعی می‌کنم خاطراتت را زنده کنم؛ غرور و نجابت، پاکی و صفای قدم، سنگینی سکوت و نگاه‌های نافذ تو را به خاطر می‌آورم و ریز ریز مثل بارانهای طولانی و بی‌شتاب ساعت‌ها اشک می‌ریزم.

اگر کسی اشک‌هایم را دید، به من می‌گوید که باید صبر کنم. چه می‌گویند؟ در مرگ تو صبر؟ این تو بودی که به من صبر را یاد می‌دادی، حالا که تو نیستی، چه کسی به من از صبر بگوید تا حرفش را باور کنم؟ نیشخند می‌زنم. خون از چهارگوشه جگرم می‌چکد اما در ظاهر صبر می‌کنم و اشک‌هایم را از دیگران پنهان می‌دارم.


عکس نوشته دلم برای صدات تنگ شده باباجونم





موضوع: مناسبتی،
[ پنجشنبه 23 خرداد 1398 ] [ 14:54 ] [ زعفـــــرانی ]

برای پدرم

بابا جان!

قلبم خالی است. مرگ تو با تهی شدن وجود من برابر بود. انگار چیزی را گم کرده‌ام و آن چیز تو هستی. ندیدن و نبودن تو برایم سخت است. دیگر منزل پدری برای من چه معنی می‌تواند داشته باشد؟ وقتی تو نیستی تا باغچه ها را آب بدهی؟ تو نیستی تا در را به روی ما باز کنی و ساکت و آرام یک گوشه بنشینی و بازی بچه‌ها را نگاه کنی.

خانه خالی است، قلب ما خالی است و تک‌تک سلول‌های بودن ما درد می‌کند. حالا دیگر من از چه کسی سراغ بچگی‌هایم را بگیرم؟ خاطره اولین کفش‌هایی را که برایم خریدی، چقدر دوست داشتم. یک بار دیگر تعریفش کن. فقط من بودم و تو. خودمان دو تا رفتیم. چقدر خوب بود.

یک خاطره‌ای هم داشتی که همیشه از بچگی من تعریف می‌کردی و به من می‌خندیدی. چقدر عصبانی می‌شدم از دستت. حالا بیا و آن خاطره از کارهای بچگانه مرا هزار بار بگو. دیگر نه از عصبانیت سرخ می‌شوم و نه خجالت می‌کشم، لبخند می‌زنم و به آهنگ صدای تو گوش می‌دهم و ذوق می‌کنم.

دوست دارم بگویم: بابا و تو بگویی: جان بابا؟ آن‌وقت بدانم که سر حال و خوشحال هستی. آن وقت خودم را برایت لوس کنم.

بابای خوبم! دیشب توی خواب گریه کردم. بیدار که شدم، گفتند اسم تو را صدا می‌زدم. دلم می‌خواهد پیش من باشی و مرا در پناه خودت بگیری. وقتی می‌خوابم تو را می‌بینم. چقدر خوابیدن را دوست دارم.


پدر از دست رفته ام !

به تو فکر می‌کنم و آرام می‌شوم. 

دلم می‌خواهد برایت بنویسم، بدهم فرشته‌ها تا برایت بیاورند.

 می‌نویسم و می‌آیم سر آرامگاهت می‌خوانم. تو کجایی؟

 آیا در آرامگاه هستی؟ یا در این قاب عکس که هرگاه دلم برایت تنگ می‌شود؛ آن را غرق بوسه می‌کنم.

دوست دارم برای تو بنویسم و با تو حرف بزنم تا شاید دلتنگی‌ام کم شود اما پدر از دست رفته‌ام، تو را به جان مادر با من حرف بزن. صدای تو را می‌خواهم تا آرام شوم. می‌خواهم از من چیزی بخواهی تا بگویم: چشم! می‌خواهم سراغم را بگیری. اما نمی‌گیری. باورم نمی‌شود که دیگر نتوانم صدای تو را بشنوم.

هر وقت پیرمردهای تسبیح به دست را می‌بینم، یاد تو می‌افتم، می‌گرداندی و می‌گردانی. می‌گفتم: بابا! تسبیحت را به من بده تا ذکر بگویم. می‌گفتی: تو با انگشت‌هایت ذکر بگو. دستانت را به من بده، می‌خواهم با انگشت‌های تو ذکر بگویم.

گاهی هراسناک از جا برمی‌خیزم و بهانه‌ات را می‌گیرم. به اتاق خالی تو می‌روم. روی کتاب‌هایت خاک نشسته است و من به اندازه هر ذره گرد و غبار هزار هزار بار غصه می‌خورم.

دلم می‌خواهد اینجا بودی و برایم کتاب می‌خواندی. آنجا که لقمان به پسرش می‌گوید که پدر و مادر را شکرگزاری کن و من به خاطر تو شکرگزاری کنم و از تو به خاطر همه‌چیز تشکر کنم.


عکس نوشته امروز نیستی پدر اما...





موضوع: مناسبتی،
[ پنجشنبه 23 خرداد 1398 ] [ 14:49 ] [ زعفـــــرانی ]

پایان پدر





پایان پدر



  28 فروردین ماه 98

پدر برای همیشه آسمانی شد






سفرت به سلامت عزیزهمیشگی ام

دیدار به قیامت





عکس نوشته مرگ پدر



[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 ] [ 22:18 ] [ زعفـــــرانی ]

به نام پدر

       (  دلنوشته ای برای پدری که از پشت شیشه های لعنتی  ICU با حسرت نظاره اش میکنم .....)
پدر!
گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ات، کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏ هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه‏ ات کم مباد ای پدرم!
آن روزها، سایه‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏ ایستادی، همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‏ریزد.
دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. ساعت جیبی‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.


بر هم خوردن توازن و صلابت مردانه و پدرانه ات روی اون تخت لعنتی ، با اون دستگاه های لعنتی زجرم میده بابا
نفس های به شماره افتاده ات ، نفسم رو تنگ میکنه بابا
شک نکن تمام وجودم همراه وجودت به کما رفته
منم با تو به کما رفتم

پدر نازنینم نرووووووو
تو را بخدا نروووووووو
بمون برام
نزار حسرت شنیدن یکبار دیگه صدات رو به گور ببرم
چرا چشمت رو روی چشمم بستی بابا
چرا سلامم رو جواب نمیدی
تو که نامهربون نبودی
چرااااااااا

بابایی نرووووووووووو


[ دوشنبه 26 فروردین 1398 ] [ 00:35 ] [ زعفـــــرانی ]

معرفی وبلاگ و کانال وزین پیام نسیم


( هوالرقیب )
دانش آموزان عزیزم 
همونطور که سر کلاس هم بهتون گفتم 
برای دانلود پاورپویینت های درسی عربی پایه هفتم و هشتم و نهم 
هم میتونید به وبلاگ پیام نسیم با آدرس :


و هم به کانال تلگرامی
@payamenasim

مراجعه کنید و از مطالب و پاورپویینت های زیبای
 همکار توانمندم
 جناب آقای عباسی بهره مند شوید .


[ دوشنبه 19 فروردین 1398 ] [ 22:54 ] [ زعفـــــرانی ]

دلنوشته


« دلنوشته »



«متنفرم» از انسان های فرصت طلب و خودخواهی
که دیوار بلندت را می بینند
ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند
که تورا فرو بریزند
تو را انکار کنند
و از رویت رد شوند


جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای
این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند
صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!

جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ


زین پس در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ،
تا پاک شود هرچه رد پای توست از زندگی ام

جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ







موضوع: داستانی ،اخلاقی و مذهبی،
[ دوشنبه 22 بهمن 1397 ] [ 17:27 ] [ زعفـــــرانی ]

اعلام برنامه عملیاتی دبیرخاه عربی گلستان سال 97


اولین برنامه عملیاتی اعلام شده دبیرخانه راهبری درس عربی استان گلستان

تولید محتوا در سنوات گذشته به شکل های گوناگون اجرا شده  است اما از آنجایی که طراحی ابزار آموزشی ، موجب کسب تجربه های جدید می گردد ، لذا نهادینه و عملی  نمودن کاربرد آن و پیگیری اجرایی نمودن آن  در برنامه عملیاتی سال 98-97 در دستور کار دبیرخانه عربی قرار گرفت

دبیرخانه عربی  متوسطه اول در نظر دارد از طریق طراحی و اجرای برنامه عملیاتی طی سه سال به شرح جدول درج شده در برنامه عملیاتی ، موجبات ارتقاء سطح کیفی آموزش را فراهم نموده و با استفاده بهینه از محتوای الکترونیکی، آموزش درس عربی را تسهیل و جذاب نماید .

در این راستا و اولین فراخوان دبیرخانه ،کار با نرم افزار انوپلی مدیا استودیو و تهیه محتوا الکترونیکی با این نرم افزار و به تفکیک دروس واستانها اعلام گردیده است . جهت دریافت فایل نرم افزار و آموزش آن روی موارد زیر کلیک بفرمایید .

« سهم استان همدان برای تهیه ی نرم افزار : درس هشتم از عربی پایه ی هفتم »


دانلود

دریافت فایل برنامه عملیاتی عربی دبیرخانه گرگان





موضوع: فراخوان های درسی عربی دینی قرآن،
[ چهارشنبه 16 آبان 1397 ] [ 21:42 ] [ زعفـــــرانی ]

نتایج ارزیابی عملکرد سرگروه های آموزشی استان همدان 97





           
رتبه ی اول استان در گروه آموزشی عربی
         
 رتبه ی اول استان در گروه معارف و قران 
                  نام سرگروه عربی و معارف : زعفرانی
با تشکر از همه ی همکاران عزیز گروه آموزشی عربی و معارف ملایر
                  که در این راه صمیمانه همراهم بودند .
                 سپاس فراوان از سرگروه آموزشی استان :
             جناب آقای ملک نظر « سرگروه معارف و قران »
                   سرکار خانم ترکمان « سرگروه عربی »

                       
 




موضوع: مناسبتی،
[ شنبه 12 آبان 1397 ] [ 00:09 ] [ زعفـــــرانی ]

دبیرخانه گلستان











موضوع: مناسبتی،
[ جمعه 11 آبان 1397 ] [ 22:47 ] [ زعفـــــرانی ]

تشکر و قدردانی از دبیرخانه اسبق استان فارس



     



همه ی پیشرفت های معنوی و مادی بشر ریشه در تربیت افراد دارد که از منبع زلال ایمان، معرفت، تعهد و ایثار معلم سیراب می شوند.

از این منظر کشور وامدار همه ی استادانی است که بحق چراغ هدایت بشریت را به تاسی از پیامبر اعظم ( ص ) روشن و فروزان نگاه داشته اند.

« همتایان معزز ، شریف و بزرگوار دبیرخانه ی عربی وقت مستقر درشیراز »

 فرصت را مغتنم شمرده، در کمال ادب و ارادت  و به بهانه ی پایان کار دبیرخانه ی راهبری درس عربی مستقر در شیراز 
 
 مراتب تشکر و قدردانی خود و گروه عربی استان تاریخ و تمدن " همدان " 
خاصه گروه آموزشی عربی 
" شهرستان ملایر "
 را از زحمات ارزشمند و مجدانه ی حضرات که متعهدانه و متخصصانه در طی همکاری چندین ساله ی با گروه های آموزشی استان ها و مناطق در جهت توسعه و پیشرفت علم و دانش تلاش نموده اید و با دقت نظر در کم و کیف امور به نحو احسنت در جهت ترقی و ابقای اهداف شایسته ان همت گمارده اید نهایت تشکر و تقدیر را محضر عالمانه و اندیشمندانه ی شما اعلام می دارم .

از حضرت علیم آرزو دارم: همواره در کسوت شریف معلمی با کلام نافذ و عزم راسخ و با تولید علم و دانش و پژوهش جهت آینده سازان این مرز و بوم با سرافرازی برای نیل به زندگی سعادتمندانه ی دنیوی و رستگاری اخروی کوشا و پویا باشید.
از خدای متعال خواهانیم : 
که گام های بعدی تان در جایگاه دیگری از علم و دانش را قرین پویایی و پایایی بدارد.
هماره شاد و مهر خدا سایه سار زندگی خود و خانواده ی معززتان باد . 
روزگار پاییزیتان عطرآگین شکوفه های سلامتی و لبخند و دعاهایتان بر عرش کبریایی مستجاب . 

 با احترام :
 سرگروه آموزشی درس عربی شهرستان ملایر : زعفرانی 

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ




موضوع: مناسبتی،
[ جمعه 11 آبان 1397 ] [ 22:27 ] [ زعفـــــرانی ]

تبریک روز دانش آموز

www.loogix.com. Animated gif

تقویم رو که نگاه می کنیم و مناسبتهاش رو مرور ،

در می یابیم که بعضی مناسبتها خاصند و بعضی مناسبتها عام

روز مهندس ، روز دندانپزشک ، و یا حتی تا اندازه ای  روز زن ؛

چون فقط یک قشر خاص رو در بر میگیره

تقویم رو چند برگ به عقب برگ میزنم و دست میزارم روی یک مناسبت خاص تر ،

 یعنی روز دانش آموز

ولی با خودم میگم : نه ، روز دانش آموز با وجود خاص بودن یک مناسبت عامه …

چه زن باشی و چه مرد ، چه پیر باشی و چه جوان ، چه روستایی باشی و چه شهری ، چه پولدار باشی چه فقیر ، چه معلم باشی و چه دکتر ، چه نیرومند باشی و چه ضعیف ، چه در گهواره باشی و چه در بستر مرگ ؛ به آموختن و دانش آموز بودن نیاز داریم

چنین گفت پیغمبر راستگوی؛ زگهواره تا گور دانش بجوی

صمیمانه و از صمیم قلب روز همگی شما ، روز دانش آموز مبارک

این روز رو اول از همه به خودتون و بعد  به همه تبریک بگین


 تا هیچوقت یادمون نره که همه دانش آموزیم



عزیزان و دانش آموزان گذشته و حالم

  " روزتون مبارک " 





موضوع: مناسبتی،
[ چهارشنبه 2 آبان 1397 ] [ 21:35 ] [ زعفـــــرانی ]

دانلود کلیپ زیبای بسم الله

[ سه شنبه 1 آبان 1397 ] [ 21:20 ] [ زعفـــــرانی ]

دانلود فایل علایم راهنمایی و رانندگی همراه اسامی آنها



دانلود علائم راهنمایی و رانندگی همراه با اسامی آنها

" درج در کتاب عربی نهم "









موضوع: دانلود فایل های کتاب درسی ، راهنمای معلم ، روش تدریس و تحقیق،
[ سه شنبه 1 آبان 1397 ] [ 00:20 ] [ زعفـــــرانی ]

مهرتان پرمهر ( 97)

 
     




 میگویند که شهریور تمام شده است و مهر در راه است
چه خوش خیالند !
مهر برای ما مدتهاست که آغاز شده است .
مهرِ آنهایی که دوستشان داریم و دوستمان دارند .
مهر به « ماه » نیست ، مهر به « دل » است .


امام صادق‏ علیه السلام :


إنَّ المَلائكَةَ لَتَضَعُ أجنِحَتَها لِطالِبِ العِلمِ رِضیً بِهِ


فرشتگان با خشنودی بال‏هایشان را برای جوینده علم می‏ گسترند


« مهر »  سمفونی قشنگی از محبت را در مدرسه می نوازد

 که طبیعت، شیفته شنیدن آن است

در گوشه و کنار حیاط ، معصومانه ترین برگ های دوستی

 ورق می خورد.


همکاران نیکوخصال و دانش آموزان عزیزم :


مهرتان طلایی و پاییزتان هزاررنگ







موضوع: مناسبتی،
[ یکشنبه 1 مهر 1397 ] [ 21:49 ] [ زعفـــــرانی ]

رفیق ناب



جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ



سرگیجه گرفتیم .... حالمان بد شد.... منزوی شدیم .... آدم گریز شدیم ....
 از بس دیدیم این رابطه های بی سروتهِ نامفهوم را
عاشقانه هایش که پیشکش ، بماند برای خودتان
میماند رفاقت های منفعت طلبانه ای که روز به روز رایج تر می شود .
 جنسِ مخالف و موافق و فامیل هم نمی شناسد.
پای نفع که بیاید وسط ، برادر به برادر رحم نمی کند ، چه برسد به رفیق ...
زمانی برای رفیق و رفاقت جانمان را می دادیم ، حالا باید مراقب باشیم جیبمان را نزنند .
زمانی برادر و خواهر بودیم ، حالا باید چهارچشمی ناموسمان را بپاییم .
زمانی درد رفیق ، دردِ ما بود ،
حالا اما درد که وجودمان را فرا می گیرد ، نیست میشوند ، نابود میشوند ،
یک گوشه می نشینند وآنقدر از دور نگاهت می کنند تا بشوی مثل روزِاول
نه اینکه رفیق نباشد ها !
اتفاقا هست .....
زیاد هم هست .....
اما حواستان باشد ، بازار پرشده از رفاقت های بُنجُل و نامرغوب و مدت دار .....
رفیق باید کم باشد
اما تا میتواند « ناب » باشد ....

                                                                        «  علی قاضی نظام  »



جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ





موضوع: شعر و ادبیات،
[ جمعه 12 مرداد 1397 ] [ 22:20 ] [ زعفـــــرانی ]